-
تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 15:29
عجب رسمیه رسم زمونهقصه ی برگ و باد خزونهمیرن آدما ازونا فقطخاطرهاشون بجا می مونهکجاست اون کوچهچی شد اون خونهآدماش کجانخدا می دونهبوته ی یاس باباجون هنوزگوشه ی باغچه توی گلدونهعطرش پیچیده تا هفت تا خونهخودش کجاهاستخدا می دونهتسبیح و مهر بی بی جون هنوزگوشه ی تاقچه توی ایوونهخودش کجاهاستخدا می دونهپرسی...
چقدر گذشت
-
تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 12:00
دوست داشتنفقط گفتن “دوستت دارم” نیستبگذار دوست داشتنتمثل نشانی خانه ای باشدکه نه از کوچه اش معلوم استنه از رنگ درشو نه از پلاکشو فقط آن رااز عطر گل های باغچه اش میشناسی...
کاش بودی.................................
-
تاریخ: 1398/8/16 ساعت: 0:06
ترس یعنیباران بیایدمن و تو زیر یک چتر باشیم!من با تو حرف بزنمتو نگاهم کنی...بعد، باران که بایستدتو را از کنارم شسته باشد!ترس یعنیتو فقط خیال باشی!
چرا در سایه حرف میزنی نشونی از خودت بذار
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
عشق میخواهم ولی همراه اشك و آه نه!رشته ی مستحكمی، بازی باد و كاه نه!حس تنهایی تلخی، می كشد روح مراعشق میخواهم, رفاقتهای گاه یا بیگاه نه!طاقت تاریكی و سرما ندارم، زین سببآفتابی گرم می خواهم، فروغ ماه نه!عشق پاكی, رنگ نور و نرم از جنس حریرعشق سوزانی، ولی یك شعله ی گمراه نه!الفتی دیرینه میخواهم رها از ...
تو کی هستی من که نمیدانم کی هستی نشونی ازت برام بذار سنگ دل
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:53
همیشه بـاید کسـی باشدکـــه مــعنی سه نقطه ی انتهای جملههایت را بفهمد ...همیشه بـاید کسـی باشدتا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمدبـاید کسی باشدکـــه وقتی صدایت لرزید بفهمدکـــه اگر سکوت کردی، بفهمد...کسی بـاشدکـــه اگر بهانهگیـر شدی بفهمدکسی بـاشدکـــه اگر سردرد را بهـانه آوردی برای رفتـن و نبو...
دل سنگ شدی من باعثش بودم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:18
دلتنگی پیچیده نیست. یک دل… یک آسمان… یک بغض… و آرزوهای ترک خورده…
دوستت داشتم اما دل سنگ بودی
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:26
ساکت شدی یا گذاشته بودی سرکار
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 7:23
برای تویی که نیستی
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 11:21
واژه هایم می نشینند کنار پنجره باز خاطره خیس صدای باران می شوند از تو نوشتن بوی گل می خواهد مشام پروانه
من هفت ساله بودم تو رفتی حالا هم بی طاقتی نشونی از خودت بذار
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 11:21
باز هم پاییز و فصل عاشقی و رنگها........باز هم پاییز و برگ و خش خش دلتنگها....باز هم پاییز و ادمهای تنها و غریب....باز هم پاییز و عشق و دلبر و فرسنگها...........باز هم پاییز زیبا کوچه ها و باغها.....باز هم شبنم نشسته روی برگها و سنگها.....شبنم پاییز میدانی که دیگر اب نیست....اشکهای عاشقان است در نوا...
نگفتی کی هستی
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:33
به یاد هفت سال پیش
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 15:08
بگو کی هستی خوب
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 15:08
وقتی میپرسی کی هستی دلم میشکنه
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 15:00
بگوکی هستی خوب گاهى آدم میماند بین بودن یا نبودن به رفتن که فکر می کنی اتفاقی می افتد که منصرف میشوی می خواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلى جهنم است
راستی هنوزم چشات دارم
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 15:00
در هـمیـــن نـزدیــکـی کـوچـه بـاغی زیــباست.... کـه در آن خـاطـره هـایم پـیـداسـت... آسمانش آبی، جوی آبـــی جاریست... و شــقایـق که در آن آفــتابی است... من و تو کودک و دلبستـــــه به هم دســــــــــت ها بــســته بــه هم چـــشــــم ها بـســـتــه بـه غـــم غـنچه ای میخـندد، شاخه ای میرقصد... و زمان ...
بگو کی هستی چرا قایم باشک بازی در اوردی
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 15:00
کاش میگفتی کی هستی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 8:20
روزی ک..................شدم میبوسمت که ...............................میبوسمت اگر عمرم باقی بود شاید انروز نباشم ............................................... چقدر زود دیر میشود
کاش میگفتی تهمتم چه بود کاش می گفتی کی هستی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 8:20
گفتم كه با فـراق مدارا كنـم، نـشد یك روز را بدون تـو فردا كنـم، نـشد در شعر شاعران همه گشتم كه مصرعى در شأن چشم هاى تـو پیدا كنـم، نـشد گفتند عاشقِ كـه شدى؟ گریهام گرفت میخواستم بخنـدم و حاشـا كنـم، نـشد بیزارم از رقیـب كه تا آمدم تـو را از دور چند لحظه تماشا كنـم، نـشد شاعـر شـدم كه با قلم ساحرانها...
کاش میگفتی..چه بود کاش می گفتی کی هستی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 8:20
گفتم كه با فـراق مدارا كنـم، نـشد یك روز را بدون تـو فردا كنـم، نـشد در شعر شاعران همه گشتم كه مصرعى در شأن چشم هاى تـو پیدا كنـم، نـشد گفتند عاشقِ كـه شدى؟ گریهام گرفت میخواستم بخنـدم و حاشـا كنـم، نـشد بیزارم از رقیـب كه تا آمدم تـو را از دور چند لحظه تماشا كنـم، نـشد شاعـر شـدم كه با قلم ساحرانها...
چرا نمیگویی کی هستی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 8:20
در هوس خیال او ....همچو خیال گشته ام ...اوست گرفته شهر دل ...من به کجا سفر برم..!؟